رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
دفاعی امنیتی

توهم ترامپ درباره تنگه هرمز: واقعیت‌هایی که واشنگتن نمی‌تواند تغییر دهد!

· 6 دقیقه مطالعه
توهم ترامپ درباره تنگه هرمز: واقعیت‌هایی که واشنگتن نمی‌تواند تغییر دهد!

در این رویارویی، دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ، با وجود بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین توان نظامی، اعمال فشارهای سیاسی و تحریم‌های اقتصادی گسترده، نتوانستند به اهداف اعلام‌شده خود دست یابند. این ناکامی اکنون در قالب ادعاهای جدیدی نظیر «کنترل تنگه هرمز» و حتی «دریافت عوارض» از شناورهای عبوری بازتاب یافته است؛ ادعاهایی که در حقیقت تلاشی مذبوحانه برای جبران شکست در تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه به شمار می‌روند.

اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر «مدیریت تنگه هرمز» و تبدیل ایالات متحده به «نگهبان» این آبراه حیاتی، برگرفته از همان دیدگاهی است که همچنان تصور می‌کند برتری نظامی می‌تواند جایگزین قوانین بین‌المللی و واقعیت‌های جغرافیایی شود. این سخنان در حالی بیان می‌شود که پیش از اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنگه هرمز مسیری امن برای عبور کشتی‌های تجاری بود و آنچه امنیت این گذرگاه را تحت تأثیر قرار داد، تشدید تنش‌های ناشی از سیاست‌های نظامی واشنگتن بود. ازاین‌رو، ادعای «نجات» یا «کنترل» تنگه هرمز، بیش از آنکه با حقایق میدانی همخوانی داشته باشد، تلاشی برای وارونه جلوه دادن پیامدهای یک سیاست پرهزینه است.

تنگه هرمز، نه سرزمینی بی‌صاحب است و نه آبراهی که یک قدرت خارجی بتواند با تکیه بر توان نظامی خود، مدیریت آن را به دست گیرد. این گذرگاه استراتژیک در چارچوب حقوق بین‌الملل دریاها، دارای رژیم حقوقی مشخصی است و در آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. هیچ قانون شناخته‌شده‌ای به کشوری که نه دولت ساحلی است و نه بر این آبراه حاکمیت دارد، اجازه نمی‌دهد خود را متولی امنیت آن معرفی کند یا از کشتی‌های عبوری عوارض دریافت نماید. پذیرش چنین منطقی، به این معناست که هر قدرت نظامی می‌تواند با استقرار ناوگان خود در مسیرهای بین‌المللی، برای تجارت جهانی تعرفه وضع کند؛ رویکردی که به‌وضوح با اصول آزادی کشتیرانی و نظم حقوقی بین‌المللی در تعارض کامل است.

نکته قابل تأمل این است که ایالات متحده برای دهه‌ها حضور نظامی گسترده‌ای در خلیج فارس داشته و ناوگان پنجم این کشور نیز سال‌ها در منطقه مستقر بوده است، اما حتی در اوج این حضور نیز هرگز نتوانست ادعای حاکمیت یا مدیریت حقوقی بر تنگه هرمز را مطرح کند. مأموریت این نیروها از منظر خود آمریکا، حفاظت از منافع و نیروهای آمریکایی بوده است، نه اعمال حاکمیت بر یک آبراه بین‌المللی. بنابراین، تبدیل ناگهانی این حضور به ادعای «کنترل» یا «عوارض‌گیری»، بیش از آنکه نشانه تغییر موازنه قدرت باشد، بازتاب‌دهنده نیاز دونالد ترامپ به نمایش اقتدار برای مخاطبان داخلی آمریکا است.

این ادعا از زاویه‌ای دیگر نیز با تناقضی آشکار همراه است. واشنگتن، ایران را به تهدید آزادی کشتیرانی متهم می‌کند و خود را مدافع عبور آزاد کشتی‌ها معرفی کرده است، اما اکنون همان آمریکا از «کنترل تنگه» و «دریافت هزینه» سخن می‌گوید. چنین رویکردی، بیش از آنکه دفاع از امنیت باشد، تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به نوعی سلطه‌طلبی دریایی است.

از منظر ژئوپلیتیک نیز این ادعا با واقعیات منطقه سازگار نیست. ایران با برخورداری از طولانی‌ترین ساحل در شمال تنگه هرمز و اشراف جغرافیایی بر این گذرگاه، یکی از مهم‌ترین بازیگران امنیت آن است. این یک واقعیت جغرافیایی تغییرناپذیر است که با تغییر دولت‌ها یا لفاظی‌های سیاسی از میان نمی‌رود. تجربه دهه‌های گذشته نیز نشان داده است که هیچ طرحی برای تأمین امنیت هرمز، بدون در نظر گرفتن نقش ایران، قابلیت اجرا ندارد. امنیت این آبراه نه از مسیر تحمیل اراده قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بلکه از رهگذر موازنه منطقه‌ای و نقش کشورهای ساحلی تأمین می‌شود.

رویداد «جنگ چهل‌روزه» نیز همین واقعیت را اثبات کرد. دولت ترامپ در این رویارویی تقریباً همه ابزارهای فشار را آزمود؛ از حملات مستقیم نظامی و حمایت گسترده از رژیم صهیونیستی گرفته تا ترور فرماندهان، جنگ روانی، تشدید تحریم‌ها و تلاش برای انزوای سیاسی ایران. با این حال، نه ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی فروپاشید، نه بازدارندگی ایران از میان رفت و نه اهداف حداکثری واشنگتن محقق شد. بنابراین، ادعای امروز درباره «کنترل هرمز» را باید ادامه همان محاسبات شکست‌خورده‌ای دانست که پیش‌تر نیز نتوانست واقعیت‌های منطقه را تغییر دهد. اگر فشار نظامی، تحریم و جنگ نتوانست ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، طبیعی است که ادعاهای رسانه‌ای درباره مدیریت یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان نیز سرنوشتی متفاوت نخواهد داشت.

واقعیت آن است که امنیت تنگه هرمز بیش از هر چیز به ثبات منطقه وابسته است و اقتدار ایران یکی از ارکان اصلی این ثبات به شمار می‌رود. هر اقدامی که با هدف نادیده گرفتن این واقعیت یا تحمیل یک نظم نامشروع صورت گیرد، نه‌تنها امنیت هرمز را افزایش نمی‌دهد، بلکه هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها، تجارت جهانی و بازار انرژی را نیز به‌شدت افزایش خواهد داد.

در نهایت، ژئوپلیتیک را نمی‌توان با شعارهای سیاسی بازنویسی کرد. همان‌گونه که آمریکا در «جنگ چهل‌روزه» نتوانست اراده خود را بر ایران تحمیل کند، در موضوع تنگه هرمز نیز توهم «کنترل»، «مدیریت» یا «عوارض‌گیری» راه به جایی نخواهد برد. اقتدار ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌نظیر آن و قواعد حقوق بین‌الملل، سه واقعیتی هستند که هر طرح مبتنی بر سلطه‌طلبی را با شکست روبه‌رو می‌کنند. از همین رو، رؤیای ترامپ برای تبدیل هرمز به منبع درآمد یا ابزار اعمال نفوذ، پیش از آنکه به مرحله اجرا برسد، در برابر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه شکست خورده است.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما