این افراد که مدعی زندگی مرفه در اروپا و فخرفروشی به هموطنان داخل کشور هستند، برای حضور در این تجمع ناگزیر به جمعآوری کمکهای مالی از فضای مجازی بودند. این وضعیت نشان میدهد که تحقیر به بخشی جداییناپذیر از هویت این جریان تبدیل شده است؛ تا جایی که اگر شخصیتی مانند دونالد ترامپ، هوادارانش را «گله و رمه» خطاب کند، نه تنها دلخور نمیشوند بلکه با شور و اشتیاق او را تشویق کرده و با وی عکس یادگاری میگیرند، در حالی که آرزوهایشان را به همان فرد تحقیرکننده گره میزنند. ترامپ، با لحنی کاملاً تجاری و از موضع بالا، هیچگاه ایرانیها را به جد نگرفت، اما برای گروهی از سلطنتطلبان این امر بیاهمیت بود. آنها تنها به این امید دل بسته بودند که شاید یک اقدام، یک فشار، یا حتی یک حمله، آنها را به آرزوی دیرینه قدرت نزدیکتر کند. تمامی جوانب تجمع اخیر مونیخ، که به سرعت به سوژه داغ کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شد، مملو از تناقضات عجیب بود؛ از فردی که مدعی شاهزادگی آریایی است اما حتی توانایی سخن گفتن به زبان فارسی را ندارد، تا “شاه مجازی” که از هراس جان خود پشت شیشههای ضد گلوله به سخنرانی پرداخت. از سوی دیگر، افرادی که ادعا میکردند در سوگ هستند، بساط رقص و پایکوبی برپا کرده بودند و به جای پرچم ملی خود، پرچم اسرائیل را بر دوش میکشیدند؛ همان رژیمی که چند ماه پیش خاک کشورشان را هدف قرار داده بود. این جماعت که به نظر میرسد نه دغدغه میهن دارند و نه از حراج آن در دیار غرب واهمهای، بیشک به همین دلایل به موضوع اصلی بحث و طنز کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی تبدیل شدند.
یکی از بحثهای داغ در فضای مجازی، مقایسه شمار شرکتکنندگان در این گردهمایی با اجتماعات عادی و غیرسیاسی داخل ایران بود که در مقیاسهای بسیار کوچکتر برگزار میشوند. بسیاری از کاربران بر این باور بودند که اپوزیسیون سلطنتطلب، با وجود تمام تبلیغات و فراخوانهای گسترده، حتی نتوانسته بود جمعیت قابل توجهی را گرد هم آورد.

در میان این اظهارنظرها، نکتهای کلیدی در فضای مجازی مطرح شد: وقوع یک انقلاب مستلزم وجود یک بدنه قدرتمند از نخبگان است؛ عنصری که به گفته بسیاری، بزرگترین فقدان در میان حامیان این جریان اپوزیسیون به شمار میرود. همین فقدان باعث شد که برخی کاربران در واکنش به گردهمایی مونیخ با لحنی کنایهآمیز بنویسند: “انقلاب ۵۷ با مطهری و بهشتی به ثمر رسید، اما انقلاب اینها با ارژنگ امیرفضلی و احسان کرمی… واقعاً دنیا به کجا میرود؟”

واکنشهای گستردهای نیز به سخنرانی فرد مورد اشاره در پشت شیشه ضدگلوله شکل گرفت. این در حالی است که پیش از این، بسیاری از هواداران این طیف به تدابیر امنیتی مسئولان در ایران انتقاد داشتند و اکنون مجبور بودند شاهد سخنرانی رهبر خود در برابر یک جمع چند هزار نفری کوچک، آن هم از پشت محافظ شیشهای ضدگلوله باشند.

خوشخیالی مفرط، از دیگر خصوصیات بارز اپوزیسیون برونمرزی و سلطنتطلب است. این گروه، در خیالپردازیهای خود، نه تنها آرزوهای دیرینه رضا پهلوی را محقق شده میبینند، بلکه اکنون به دنبال تکریم و ستایش دختر او هستند؛ همان “ولیعهد” خودخواندهای که به اذعان خودشان، حتی قادر به تکلم به زبان اصیل فارسی نیست.

در همین راستا، یک کاربر دیگر به طعنه نوشته بود: “اگر مسعود روشنپژوه در مونیخ مسابقه محله ترتیب میداد، قطعاً جمعیت بیشتری جذب میشدند.”





