این عضو شورای روابط خارجی آمریکا توضیح میدهد که عربستان سعودی در موقعیتی حساس قرار گرفته؛ چرا که ضمن ناتوانی در تقابل با واشنگتن، به هیچ وجه مایل نیست که جنگ بالقوه به منابع عظیم انرژی و تأسیسات استراتژیک این کشور آسیبی وارد کند.
در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، علناً جمهوری اسلامی ایران را به تشدید عملیات نظامی تهدید کرده و مدعی شده بود که هدف این حملات، زیرساختهای حیاتی انرژی ایران خواهد بود.
در مقابل، تهران نیز به صراحت هشدار داده بود که هرگونه اقدام نابخردانه از سوی آمریکا، پاسخ قاطع ایران را در پی خواهد داشت و زیرساختهای انرژی کل منطقه به اهدافی مشروع تبدیل خواهند شد.
اما ترامپ با فرافکنی و طرح این ادعا که کشورهای منطقه به دنبال دستیابی به یک توافق هستند، بار دیگر عقبنشینی آشکار خود را به دلایل دیگری نسبت داد.
او در پیامی که در شبکه اجتماعی شخصی خود منتشر کرد، مدعی شد: «ایالات متحده با قدرتی نظامی، ترور و توانمندی بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم، آماده سرکوب جمهوری اسلامی ایران است.
اما ایران و سایر کشورهای خاورمیانه پس از توافق بر سر یک طرح کلی برای معامله، از ما درخواست کردند تا هرگونه حمله نظامی را به تعویق بیندازیم.
این معامله شامل گشایش فوری و کامل تنگه هرمز و رفع تهدید هستهای ایران خواهد بود.
من نیز بر اساس این درخواست، به نفع تمام جهان و برای تضمین آیندهای موفق و شکوفا برای ایران، با لغو حمله موافقت کردم، به شرط آنکه این معامله به سرعت اجرایی شود. اسرائیل نیز در این تصمیم با من همراه است. همه دست به کار شوید و بیایید این امر را محقق سازیم!»
یک خبرنگار در مورد این تحولات، مصاحبهای با پروفسور شیرین هانتر، عضو شورای روابط خارجی آمریکا، انجام داده که جزئیات آن در ادامه آمده است.
شیرین طهماسب هانتر با بیش از نیم قرن تجربه در عرصه بینالملل، سوابق درخشانی در کارنامه خود دارد. او در گذشته به عنوان دیپلمات در وزارت خارجه ایران (سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷)، تحلیلگر در اتاقهای فکر و مدیر برنامه در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی و مرکز مطالعات سیاست اروپا (سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۴) فعالیت کرده است. وی در سال ۱۳۸۴ به جمع اعضای مرکز الولید در دانشگاه جورجتاون پیوست و در جایگاه پژوهشگر ارشد مهمان، استاد مهمان و استاد پژوهشی خدمت کرد. در حال حاضر، او به عنوان عضو افتخاری این مرکز شناخته میشود. هانتر به زبانهای فارسی، انگلیسی، فرانسه و ترکی تسلط کامل دارد و از اعضای فعال شورای روابط خارجی آمریکا نیز به شمار میرود.
اثر جدید وی با عنوان «قدرتهای بزرگ و تحولات اجتماعی و سیاسی ایران» (The Great Powers, and Iran’s Social and Political Evolution) اخیراً به زبان انگلیسی توسط انتشارات «پالگریو مک میلان» منتشر شده است. این کتاب یک روایت شخصی و عمیق از زندگی و تجربیات شیرین هانتر به عنوان زنی ایرانی است که در برهههای سرنوشتساز تاریخ معاصر ایران رشد کرده است. کتاب با تحلیل پیامدهای دوران پس از جنگ جهانی دوم تا انقلاب سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) آغاز میشود و تأثیرات عمیق این وقایع بر زندگی نویسنده را به تصویر میکشد. در ادامه، به بررسی ابعاد گوناگون دوره اصلاحات که از دهه ۱۳۴۰ (۱۹۶۰) آغاز شد، میپردازد. اصلاحاتی که گرچه راه را برای ورود هانتر به دستگاه دیپلماسی هموار کرد، اما همزمان چالشها و مصائبی را نیز برای خانواده او به ارمغان آورد.
* اخیراً، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ایران را به حمله به زیرساختهای انرژی و نیروگاههایش تهدید کرده بود، اما از عملی کردن این تهدید عقبنشینی کرد. به نظر شما دلایل این تصمیم چه بود؟
به عقیده من، دو عامل کلیدی در تردید ترامپ برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران نقش داشتهاند. نخست، پیامدهای احتمالی بر بازارهای جهانی انرژی، شامل نوسانات شدید قیمت نفت و افزایش چشمگیر هزینههای بیمه دریایی برای نفتکشها. دوم، ریسک بالای حملات تلافیجویانه ایران به تأسیسات نفتی عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس، که به طور جدی میتواند زنجیره عرضه جهانی نفت را مختل کند. علاوه بر این، نگرانی از سرایت جنگ به سایر کشورهای منطقه نیز از جمله این عوامل بود.
* برخی گزارشها حاکی از آن است که عربستان سعودی در متقاعد کردن ترامپ برای منصرف شدن از حمله به زیرساختهای انرژی ایران، نقش کلیدی داشته است. انگیزههای این اقدام چه بود؟
عربستان سعودی در حال حاضر در یک وضعیت پیچیده و دشوار گرفتار است. این کشور نه میتواند آشکارا با سیاستهای ایالات متحده مخالفت کند و نه تمایلی به آسیب دیدن منابع و تأسیسات نفتی خود در جریان یک درگیری احتمالی دارد. ریاض به شدت نگران است که هرگونه حمله آمریکا به زیرساختهای انرژی ایران، با واکنش تند تهران یا گروه انصارالله یمن مواجه شود. بنابراین، منطقی است که عربستان سعودی در تلاش باشد تا واشنگتن را از انجام چنین حملهای منصرف سازد.
* علاوه بر این، گزارشهایی منتشر شده که کاهش قابل توجه ذخایر نظامی آمریکا را یکی از دلایل اصلی این عقبنشینی عنوان کردهاند. در همین زمینه، ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا، هفته گذشته به کاخ سفید هشدار داده بود که توانایی نیروهایش برای دفاع از اسرائیل محدود شده است. این عامل را تا چه حد تأثیرگذار میدانید؟
بدیهی است که درگیریهای اخیر، به ویژه در اوکراین و تقابل با ایران، فشار زیادی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده وارد آورده است. واشنگتن تعهداتی فراتر از اسرائیل دارد که شامل تایوان و کره جنوبی نیز میشود. اگرچه این کمبودها به مرور زمان جبران خواهند شد، اما این فرآیند زمانبر است. در مورد اسرائیل نیز، با در نظر گرفتن ملاحظات سیاست داخلی آمریکا، ایالات متحده حمایت خود را ادامه خواهد داد، اما به احتمال قوی به تلآویو توصیه خواهد کرد که از هرگونه تجاوز بیشتر خودداری کند.
* با توجه به سیر کنونی تحولات، احتمال آغاز گفتگوها بین تهران و واشنگتن و رسیدن به توافقی اولیه را تا چه میزان محتمل میدانید؟
همانطور که سالهاست تأکید کردهام, حصول یک سازش با ایالات متحده، نیازمند تغییراتی بنیادین در رویکرد ایران است. اگرچه این آمریکا بود که مذاکرات پیشین را متوقف و به ایران حمله کرد، اما اکنون ایران است که باید دست به انتخابهای دشوار بزند. تهران باید تصمیم بگیرد که تا چه میزان از خسارات بیشتر به مردم و کشور، در راستای اهدافی نظیر نابودی اسرائیل و یا اخراج آمریکا از خاورمیانه، قابل تحمل است.
* آیا رخدادهای اخیر میتواند بستر مناسبی برای کاهش تنشها فراهم آورد، یا این احتمال وجود دارد که بار دیگر شاهد افزایش درگیریها میان ایران و آمریکا باشیم؟
تمامی این مسائل به این بستگی دارد که محاسبات و اولویتهای آمریکا و ایران در قبال منافع حیاتیشان و هزینههایی که مایل به پرداخت آن هستند، چگونه دستخوش تغییر و تحول شود. این روند میتواند به کاهش پایدار تنشها منجر گردد، یا صرفاً یک وقفه موقت در مسیر تشدید درگیریها باشد.




