در آن روز شوم، پرواز شماره ۶۵۵ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، در حالی که از بندرعباس عازم دبی بود، برفراز آبهای نیلگون خلیج فارس ناگهان مورد اصابت دو موشک جنگی شلیکشده از ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفت و به کام مرگ فرو رفت. در پی این حمله وحشیانه، تمامی ۲۹۰ سرنشین این هواپیما، از جمله دهها زن و کودک بیگناه، به شهادت رسیدند. این واقعه دلخراش در روزهای پایانی جنگ تحمیلی و در اوج التهابات نظامی منطقه خلیج فارس رخ داد و تا به امروز، به عنوان یکی از مهمترین و پیچیدهترین پروندههای حقوقی و سیاسی مرتبط با آن دوران هشتساله، در تاریخ ماندگار شده است.
شعلههای جنگی که مرزها را درنوردید
جنگ تحمیلی ایران و عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، با تهاجم گسترده ارتش رژیم بعث عراق آغاز شد. حکومت عراق، با اهداف جاهطلبانه نظیر تصرف بخشهایی از خاک ایران، تغییر موازنه قدرت در منطقه و تثبیت جایگاه خود در جهان عرب، عملیات نظامی گستردهای را علیه ایران به راه انداخت. اما جمهوری اسلامی ایران، پس از ساماندهی نیروهای مردمی و نظامی، به تدریج توانست ابتکار عمل را در بسیاری از جبهههای نبرد به دست گیرد.
با طولانی شدن جنگ و ناکامی عراق در دستیابی به اهداف اولیه، دامنه درگیریها از مرزهای زمینی فراتر رفت و به یکی از حیاتیترین مناطق جهان، یعنی خلیج فارس، کشیده شد. این منطقه، شاهراه اصلی صادرات نفت کشورهای حوزه خلیج فارس بود و هرگونه ناآرامی در آن میتوانست پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای در سطح بینالمللی به دنبال داشته باشد.

تبدیل میدان نفت به صحنه نبرد
از سال ۱۳۶۳، فاز جدیدی از جنگ آغاز شد که بعدها به «جنگ نفتکشها» معروف گشت. عراق با هدف اخلال در صادرات نفت ایران و افزایش فشار اقتصادی بر تهران، به نفتکشها و تأسیسات نفتی ایران حمله میکرد.
پس از عملیات کربلای ۵، این درگیریها شدت بیشتری یافت. ایران نیز در چارچوب سیاست مقابلهبهمثل، عبور نفتکشهای مرتبط با عراق را در خلیج فارس محدود کرد. قایقهای تندرو سپاه پاسداران با حضور فعال خود در تنگه هرمز، رفتوآمد شناورهای مرتبط با دشمن را تحت نظر داشتند.
افزایش بیسابقه تنشها، موجب گسترش حضور نظامی ایالات متحده در منطقه شد. ناوهای جنگی آمریکایی، تحت عنوان حفاظت از نفتکشهای کشورهای همپیمان واشنگتن، وارد خلیج فارس شدند؛ حضوری که به تدریج آمریکا را به یکی از بازیگران مستقیم در صحنه جنگ تبدیل کرد.
وینسنس؛ پیشرفتهترین ناو در خلیج فارس
در خرداد ماه ۱۳۶۷، ناو موشکانداز «وینسنس» به فرماندهی دریادار ویلیام راجرز وارد آبهای خلیج فارس شد. این ناو به سیستم راداری پیشرفته «ایجیس» مجهز بود؛ سیستمی که قابلیت رهگیری همزمان دهها هدف هوایی و دریایی را داشت و در زمره پیشرفتهترین تجهیزات نظامی آمریکا محسوب میشد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این سامانه قادر بود نوع، مسیر، سرعت و ارتفاع اهداف را با دقت بسیار بالا تشخیص دهد. همین قابلیت، بعدها به یکی از محورهای اصلی تردیدها درباره علت واقعی سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران تبدیل شد؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی بر این باور بودند که تشخیص تفاوت میان یک هواپیمای مسافربری ایرباس و یک جنگنده اف-۱۴ برای چنین سامانهای، نباید دشوار بوده باشد.
اما در صبحگاه دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷، پرواز شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، طبق برنامه از تهران وارد بندرعباس شد. پس از توقفی کوتاه برای پیاده و سوار شدن مسافران و سوختگیری، هواپیما با هدایت کاپیتان محسن رضاییان، خلبانی با هزاران ساعت سابقه پرواز، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دبی ترک کرد.
هواپیما در کریدور هوایی بینالمللی مشخصشده، در حال اوجگیری بود و طبق اطلاعات ثبتشده، مجوز ادامه صعود را نیز از برج مراقبت دریافت کرده بود. در این پرواز ۲۹۰ نفر شامل خدمه و مسافران حضور داشتند؛ مردان و زنانی از ملیتهای مختلف و ۶۶ کودک معصوم که هیچیک تصور نمیکردند این سفر کوتاه هرگز به مقصد نرسد و زندگیشان ناتمام بماند.

چهار دقیقهای که به فاجعه انجامید
لحظاتی پس از برخاستن هواپیما، رادار ناو وینسنس هدفی را در آسمان شناسایی کرد. در اتاق فرمان، هشدارهایی بر روی فرکانس نظامی ارسال شد؛ در حالی که هواپیمای مسافربری اصولاً از فرکانس غیرنظامی استفاده میکرد و طبیعتاً امکان دریافت این پیامها را نداشت.
افسر مسئول، برای تشخیص هویت هواپیمای ناشناس، به کتابچه کدهای خود مراجعه کرد. او با توجه به ارتفاع یازده هزار پا، به اشتباه گمان کرد که این هواپیما یک جنگنده قدرتمند اف-۱۴ تامکت است و با شادی این «کشف» را به همکارانش در اتاق فرمان اعلام کرد. جنبوجوش خاصی به پا شد و همه چشم به مانیتورهای بزرگ دوختند. آنها بر این باور بودند که یکی از هواپیماهای اف-۱۴ تامکت که پیشتر در زمان شاه ایران از آمریکا خریداری شده بود، اکنون قصد حمله به آنها را دارد. در حالی که دلایل متعددی این احتمال را رد میکرد:
کاپیتان راجرز میدانست که هواپیمای اف-۱۴ توانایی حمل موشکهای هوا به کشتی را ندارد.
رادارهای اطلاعاتی سمت، برد، ارتفاع و سرعت هواگرد را نشان میدهند و با توجه به اینکه هر لحظه ارتفاع نشان دادهشده توسط رادار بیشتر از لحظه قبل بوده است، احتمال حمله انتحاری نیز منتفی میشود.
تفاوت ابعاد اف-۱۴ و ایرباس در رادار قابل مشاهده است؛ طول اف-۱۴ حدود ۸۲ فوت و ۸ اینچ (۲۵.۲ متر) و طول ایرباس حدود ۱۷۷ فوت و ۵ اینچ (۵۴.۱ متر) است.
پس از قفل رادار بر روی هدف (ON LOCK) و انجام عمل ردیابی، صدای خاص ناشی از انعکاس امواج ارسالی، نوع هواگرد را مشخص میکند. تفاوت میان صدای حاصل از امواج برگشتی از بالگرد، هواپیمای ملخدار، موشک، هواپیمای مسافربری، توربوجت و هواپیمای جنگی، هر کدام به تفکیک توسط اپراتور رادار ردیابی قابل تشخیص هستند.
تعدادی از مقامات صنعتی و نظامی آمریکایی، حتی با فرض پذیرش شناسایی هواپیما با عنوان اف-۱۴، این سؤال را مطرح کردند: «چگونه هواپیمای اف-۱۴ میتواند خطری برای ناو وینسنس تلقی شود؟ چرا که اف-۱۴ یک جنگافزار هوا به هواست و تنها امکانات محدودی برای حمله به زمین دارد.» سؤال دیگر این بود که: «چطور مدرنترین سیستم راداری جهان قادر به تشخیص ایرباس از اف-۱۴ نشد؟»
در ادامه، یکی از افسران ناو به اشتباه هدف را یک جنگنده اف-۱۴ تشخیص داد. این در حالی بود که تمامی دادههای موجود درباره ارتفاع، سرعت، مسیر حرکت و نوع پرواز، کاملاً با مشخصات یک هواپیمای مسافربری همخوانی داشت.
کارشناسان بعدها به نکات متعددی اشاره کردند که احتمال این اشتباه را به شدت زیر سؤال میبرد؛ از جمله تفاوت فاحش ابعاد هواپیمای ایرباس با جنگنده اف-۱۴، قابلیتهای پیشرفته سامانه راداری وینسنس در تشخیص دقیق نوع هواپیما، قرار داشتن پرواز در مسیر تجاری شناختهشده و حرکت هواپیما در حال افزایش ارتفاع، نه کاهش ارتفاع برای حمله.
دو موشک، پایان یک زندگی جمعی
در ساعت ۱۰ و ۲۴ دقیقه صبح همان روز، ناو وینسنس دو فروند موشک سطح به هوا به سمت پرواز ۶۵۵ شلیک کرد. موشکها مستقیماً به هواپیمای ایرباس اصابت کردند و هواپیما در آسمان خلیج فارس متلاشی شد. بقایای آن در نزدیکی جزیره هنگام، در آبهای خلیج فارس سقوط کرد.
تمامی ۲۹۰ سرنشین هواپیما، به طرز فجیعی جان باختند. در میان قربانیان، ۶۶ کودک معصوم، دهها زن و اتباع کشورهای مختلف حضور داشتند. این حادثه به عنوان یکی از مرگبارترین حملات به یک هواپیمای مسافربری در تاریخ هوانوردی غیرنظامی جهان به ثبت رسید.
آبهای خلیج فارس، گلگون از خون شهیدان، شاهد صحنههای دلخراشی شد. پیکرهایی متلاشیشده، لباسهایی بیصاحب که بر سطح آب شناور بودند، کفشهایی تنها و پاهایی بیجان که در میان موجها پراکنده شده بودند. اجسادی که یکییکی بر سطح دریا پدیدار میشدند، قلب هر بینندهای را به درد میآورد: پیکر تکهتکهشده دختربچهای هفت یا هشت ساله، پیکر دو نیمشده پیرمردی بیگناه، و در نهایت، نوزادی هشتماهه… صحنهای که نه فقط یک فاجعه انسانی، بلکه سندی آشکار از جنایتی بیشرمانه بود.
روایت آمریکا و پرسشهای بیپاسخ
پس از این حادثه، مقامات آمریکایی مدعی شدند که خدمه ناو وینسنس، هواپیما را به اشتباه یک جنگنده اف-۱۴ تشخیص دادهاند و اقدام انجامشده را دفاع از خود توصیف کردند.
با این حال، گزارشهای بعدی و اظهارات برخی مقامات نظامی و کارشناسان، پرسشهای متعددی را در این باره مطرح کرد. از جمله اینکه هواپیما در مسیر هوایی بینالمللی در حال حرکت بود، ارتفاع آن رو به افزایش بود و سامانههای پیشرفته ناو، قابلیت تشخیص دقیق اهداف را داشتند.
همچنین، گزارشهایی منتشر شد که محل استقرار ناو را در زمان حادثه، در آبهای سرزمینی ایران عنوان میکرد؛ موضوعی که با روایت اولیه آمریکا تفاوت آشکاری داشت.

واکنش قاطع ایران؛ پیگیری حقوقی و سیاسی
پس از وقوع این فاجعه، جمهوری اسلامی ایران این اقدام را نقض آشکار قوانین بینالمللی دانست و موضوع را به صورت جدی در سازمان ملل متحد و شورای امنیت پیگیری کرد.
امام خامنهای (مدظلهالعالی) که در آن زمان در سمت ریاست جمهوری قرار داشتند، طی بیانیهای، رئیسجمهور وقت ایالات متحده را مسئول این کشتار بیرحمانه دانستند و آن را بزرگترین جنایت جنگی دوران معاصر خواندند. ایشان همچنین برای مردم ایران حق انتقام قائل شدند. مرحوم آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین فرمانده کل قوا نیز تصریح کرد که این جنایت آمریکا بیپاسخ نخواهد ماند. دکتر علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت ایران، در نامهای به خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، خواستار محکومیت صریح عاملان این فاجعه و اعزام فوری هیئت کارشناس به منطقه شد.
در سراسر کشور عزای عمومی اعلام شد و مراسم تشییع پیکر مطهر قربانیان با حضور گسترده و پرشور مردم برگزار گردید.
حضرت امام خمینی (ره) در پاسخ به نامه آیتالله حسینعلی منتظری ـ که ضمن تسلیت، این جنایت را موجب روشنشدن چهره منافقانه آمریکا در جهان دانسته و خواستار مبارزه عملی و اصولی با انواع سلطههای آمریکا در داخل و خارج شده بود، با تسلیت به تمامی بازماندگان، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران را زنگ خطری برای تمامی مسافرتهای هوایی بینالمللی دانستند.
ایشان جنگ علیه ایران را جنگ تمام کفر در برابر تمام اسلام دانستند، نه جنگ عراق، اسرائیل، شیوخ خلیج فارس، مصر، اردن و مراکش. امام راحل همچنین تأکید کردند که امروز وقت استقامت، جهاد، برنامهریزی و پیروزی است و نباید گذاشت تلاش فرزندان انقلابی در جبهه، از میان برود؛ باید با دست اتحاد، برای جنگ تمامعیار علیه آمریکا و پیروانش آماده شد و تردید و غفلت به هر شکلی، خیانت به اسلام و رسول الله (ص) است. ایشان استقامت رزمندگان اسلام در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در خلیج فارس را از افتخارات بزرگ ملت دانستند. این پیام که تردید درباره جنگ را خیانت به اسلام تلقی کرده بود، سبب حضور گسترده مردم در جبهههای نبرد شد.
امام خمینی (ره) در پاسخ تلگرام تبریک شیخ زائد بن سلطان آل نهیان، رئیس دولت امارات متحده عربی به مناسبت عید قربان، ضمن تشکر و تبریک متقابل به ملت و دولت وی، یادآوری کردند با وجود مصیبتها که از سویی ۲۹۰ مسافر بیگناه مورد هدف موشک قرار گرفته و از سوی دیگر، بمباران شیمیایی صدام حسین در حلبچه و سایر مناطق، هر روز هزاران انسان را چون برگ خزان روی زمین میریزد و سکوت دولتهای مسلمان منطقه که از یک محکومیت لفظی نیز دریغ میورزند، چه جای عید و تبریک است!

مدالی که جنجالبرانگیز شد
یکی از موضوعاتی که همواره در روایت این حادثه مورد توجه قرار گرفته، اعطای مدال «لژیون لیاقت» به ویلیام راجرز، فرمانده ناو وینسنس، در سالهای بعد است.
این اقدام با واکنشهای فراوانی روبهرو شد و منتقدان آن را نشانهای آشکار از حمایت دولت آمریکا از عملکرد فرمانده ناو دانستند؛ هرچند مقامات آمریکایی تأکید داشتند این مدال به دلیل مجموعه خدمات نظامی او اعطا شده است.
پروندهای ناتمام
حادثه پرواز ۶۵۵ تنها یک رویداد نظامی ساده نبود؛ بلکه به یکی از مهمترین پروندههای حقوق بینالملل در حوزه امنیت هوانوردی غیرنظامی تبدیل شد. ایران شکایتی را در دیوان بینالمللی دادگستری مطرح کرد. این پرونده در نهایت با توافق دو کشور پایان یافت و آمریکا، بدون پذیرش صریح مسئولیت حقوقی، غرامتی به خانواده قربانیان پرداخت.
با وجود این، اختلاف نظر دو طرف درباره ماهیت حادثه همچنان باقی ماند. ایران این اقدام را مصداق بارز نقض حقوق بینالملل و حمله عامدانه به یک هواپیمای غیرنظامی دانسته است، در حالی که آمریکا همواره بر روایت «اشتباه در تشخیص» تأکید کرده است.

جهان، آمریکا را لعنت میکند
«ویل راجرز» فرمانده ناو آمریکایی «وینسنس» که در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ فرمان حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد، بعدها اذعان داشت که سرنگونی هواپیمای ایرانی به لکه ننگی ابدی در پرونده خدمتی او تبدیل شده است. وی در اینباره طی یک مصاحبه گفت: «من مفتخر به دریافت نشان به پاس خدمات و زحماتم در طی سالیان گذشته شدم، اما واقعه سرنگونی ایرباس مسافری ایران در خلیج فارس، برای من لکه ننگی هست که تا ابد پاک نخواهد شد.»
ابعاد این واقعه آنقدر گسترده بود که مهر بطلانی بر تمامی ادعاهای آمریکا مبنی بر رعایت حقوق بشر زد. علاوه بر این، بسیاری از افرادی که در حمله به هواپیمای مسافربری ایران نقش داشتند، از لحاظ روحی و روانی گرفتار فشار شدید شدند و حتی برخی از عاملان این جنایت دست به خودکشی زدند. بر اساس گفتههای دبیرکل جمعیت دفاع از منافع ملی: «ابعاد این جنایت، مسئولین آمریکایی و دولتمردان این کشور را گرفتار کرد. افکار عمومی این کشور را هم منزجر کرد. بعد از مدتی، بسیاری از عاملان این حادثه دست به خودکشی زدند.»
مظلومیت مسافران ایرانی از دید رسانههای جهانی نیز پنهان نماند، بهطوری که روزنامه «هلی گازته» چاپ استانبول در تیتر یک خود نوشت: «دنیا به آمریکا لعنت میفرستد.»
روزنامه «تایمز» ایرلند نیز در سرمقاله خود، حمله به هواپیمای غیرنظامی ایرانی را جنایت ضدبشری ناو جنگی آمریکا معرفی کرد و روزنامه «کوریره دلا سرا» نیز در اینباره نوشت: «اجساد شناور مسافرین بیگناه ایران تصویر زشتی از آمریکا برجای گذاشت که به سختی قابل جبران خواهد بود.»
همچنین «لارپوبلیکا»، پرتیراژترین روزنامه ایتالیا، در سرمقاله خود شعار حقوق بشر آمریکاییها را زیر سؤال برده و نوشت: «تاکنون پاسخ آمریکا به ایران و بقیه جهان از یک اظهار تأسف ساده فراتر نرفته است و این برای کشوری که ادعای برتری دارد، ناچیز و ناکافی است.»
زخمی که پس از دههها هنوز تازه است
بیش از سه دهه از سرنگونی پرواز ۶۵۵ میگذرد، اما این حادثه همچنان یکی از تلخترین و دردناکترین رخدادهای تاریخ جنگ تحمیلی ایران و عراق و یکی از مهمترین پروندههای مرتبط با امنیت هوانوردی غیرنظامی در سطح جهانی محسوب میشود.
این رویداد نه تنها بر روند سیاسی روزهای پایانی جنگ تأثیر گذاشت، بلکه در حافظه تاریخی ملت ایران نیز به عنوان نمادی از گسترش دامنه جنگ به غیرنظامیان و مظلومیت آنان باقی مانده است. یاد و خاطره ۲۹۰ قربانی این پرواز هر سال در دوازدهم تیرماه گرامی داشته میشود؛ پروازی که تنها چند دقیقه پس از برخاستن، در آسمان خلیج فارس ناتمام ماند و به یکی از ماندگارترین حوادث دلخراش تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.




