این جنگ ویرانگر که در سال ۲۰۰۶ به مدت ۳۳ روز به طول انجامید، سرانجام با صدور قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل در چهاردهم آگوست همان سال به آتشبس منجر شد و رژیم اشغالگر طعم شکستی تلخ و مفتضحانه را چشید.
شیخ نعیم قاسم در سخنرانی خود، ضمن گرامیداشت سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)، به مهمترین ابعاد این پیروزی تاریخی و تحولات منطقهای پرداخت. وی یادآور شد که چهاردهم آگوست ۲۰۰۶ نقطه پایانی بر تجاوز گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان و نمادی از ایستادگی قهرمانانه در برابر اشغالگری بود.
مقاومت، این نبرد را «جنگ وعده صادق» نامید. اگرچه بهانه اولیه اسرائیل برای تجاوز، اسارت دو نظامیاش توسط حزبالله بود، اما شواهد عینی به وضوح نشان داد که این رژیم تنها زبان زور را میفهمد و راه حلهای دیپلماتیک بدون پشتوانه نظامی بیاثرند. تمام تلاشهای دیپلماتیک نتوانست به آزادی اسرای لبنانی از زندانهای اسرائیل منجر شود، بنابراین عملیات «وعده صادق» برای رهایی این اسرا و نشان دادن قدرت مقاومت، کاملاً ضروری بود. این جنگ به جهان ثابت کرد که اسرائیل پیوسته به کشتار و جنایت روی میآورد و تنها با قدرت نظامی میتوان آن را مهار کرد.
همچنین، اسناد و شواهد حکایت از آن داشت که آمریکا و رژیم صهیونیستی از مدتها پیش، خود را برای حملهای گستردهتر به لبنان در سپتامبر همان سال آماده میکردند، اما اقدام بهموقع مقاومت، نقشههای شوم آنها را پیش از اجرا خنثی کرد. جنگ جولای (همان جنگ ۳۳ روزه) با شکست اسرائیل، این دشمن سرکش و مورد حمایت آمریکا، در برابر مقاومت اسلامی و همه رزمندگان شریف در چارچوب معادله راهبردی «ارتش، ملت و مقاومت» به پایان رسید و نتیجه این عملیات، آزادی اسرا و بازداشتشدگان بود.
موازنه جدید قدرت در منطقه: الگوی زنده مقاومت و شکست طرح «خاورمیانه جدید»
ایستادگی مقاومت اسلامی لبنان با تکیه بر معادله استراتژیک «ارتش، ملت و مقاومت» منجر به شکستی مفتضحانه برای دشمن صهیونیستی و حامی اصلیاش، آمریکا شد. این نبرد سرنوشتساز نه تنها آزادی اسرا و زندانیان را به ارمغان آورد، بلکه طرح بلندپروازانه کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، برای «خاورمیانه بزرگ» و تعبیر او از آن به «درد زایمان نظم جدید»، کاملاً با ناکامی مواجه کرد. این پیروزی تاریخی توانست از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۶، موازنه قدرت و بازدارندگی پایداری را به مدت ۲۰ سال در برابر تهدیدات رژیم صهیونیستی برقرار سازد.
این تجربه موفق و زنده، مصداق بارز وعده الهی مبنی بر پیروزی مستضعفان بر مستکبران است و اثبات میکند که تمسک به الگوی مقاومت، درک دقیق واقعیتها و ارتقاء دائمی آمادگی، قدرت لازم برای برهم زدن و تغییر بنیادین معادلات منطقهای را فراهم میآورد. با وجود تجاوز گسترده رژیم صهیونیستی در سپتامبر ۲۰۲۴ و اقدامات تروریستی نظیر انفجار پیجرها، که با شهادت رهبران و فرماندهان برجستهای چون سید حسن نصرالله و سید هاشم صفیالدین و بروز خساراتی همراه بود، اما نتوانست ساختار و اراده مقاومت را از پای درآورد. با وجود پایبندی کامل مقاومت و لبنان به مفاد پیمان آتشبس، رژیم صهیونیستی حتی برای یک روز نیز به تعهدات خود عمل نکرد و طی ۱۵ ماه گذشته، به تجاوزات تدریجی و مستمر خود ادامه داد. در حالی که مقاومت همچنان توافقنامه را چارچوبی معتبر برای اجرا میداند و الگویی از همکاری با دولت را به نمایش گذاشته، دولت لبنان تحت فشارها و قیمومیت خارجی، به جای بازداشتن دشمن از نقض عهد، تمام تمرکز خود را بر مسئله سلاح مقاومت معطوف کرده است.

شهادت امام خامنهای و نقطه عطف نبرد موجودیتی با متجاوزان
مقاومت در واکنش به شهادت رهبر فقید، حضرت آیتالله خامنهای، و همچنین در پاسخ به ۱۵ ماه نقض متوالی توافقات از سوی رژیم صهیونیستی، دست به عملیات موشکی زد. شواهد موجود به وضوح نشان میدهد که تجاوز گسترده اسرائیل به لبنان، نبردی از پیش طراحی شده و موجودیتی بود که حتی در صورت عدم پاسخ مقاومت نیز در کوتاهمدت به وقوع میپیوست. در این نبرد سرنوشتساز، مقاومت میان دو راهی «تسلیم و سقوط» یا «پایداری و شکست طرح دشمن»، راه نبرد کربلایی و ایستادگی را برگزید تا مانع از تحقق اهداف رژیم صهیونیستی در نسلکشی و نابودی جریان مقاومت شود. اقدام دولت لبنان در پذیرش و امضای موسوم به «توافقنامه چارچوب» تحت املا و فشارهای آمریکا، نه یک توافق متوازن، بلکه تسلیم محض در برابر دیکتههای اسرائیل و عقبنشینی از حاکمیت ملی است. این توافقنامه هیچ دستاوردی برای منافع ملی لبنان نداشته و از منظر مقاومت، کاملاً مردود و در تصمیمگیریهای آتی فاقد هرگونه اعتبار است.
ضرورت اعتراف دولت لبنان به شکست مذاکرات و تکیه بر اقتدار مقاومت
تلاش برای معرفی آمریکا به عنوان «میانجی»، مغالطهای آشکار است؛ چرا که واشنگتن و تلآویو در یک جبهه مشترک قرار دارند و دولت لبنان نیز تسلیم خواستههای آنان شده است. دولت لبنان باید صریحاً به شکست این مسیر اعتراف کند و با تکیه بر «اهرم اقتدار مقاومت» و انسجام ملی، موضعی واحد و عزتمندانه اتخاذ کند. تداوم تجاوزات روزانه، تخریب منازل، سوزاندن مزارع، غصب اراضی جنوب و حتی بمباران و تحقیر ارتش لبنان با بدعتهایی نظیر ایجاد «مناطق آزمایشی» و تعیین کمیتههای راستیآزمایی، گواهی است بر این که دشمن هیچ اعتباری برای حاکمیت لبنان قائل نیست. تنها راه حفظ کرامت و امنیت میهن، پایان دادن به این رویکرد ذلتبار و بازگشت به ایستادگی یکپارچه است.
مقاومت: نه تسلیم، نه عقبنشینی از حاکمیت ملی
شرطگذاری اسرائیل برای تأیید استقرار ارتش لبنان و منوط کردن آن به نظر کمیتههای حقیقتیاب وابسته، تحقیر صریح حاکمیت ملی است. نمونه بارز این تعدّی، شهرک آزادشده «المنصوری» است که دشمن با آواره ساختن ساکنانش، مانع استقرار ارتش شد؛ با این حال، دولت لبنان حتی از یک اعتراض ساده یا اعتکاف و ترک جلسات مذاکره خودداری ورزید. انفعال دولت در برابر موضعگیریهای متکبرانه مقامات صهیونیست (نظیر نتانیاهو و کاتس) و دلبستن به چراغ سبز دشمن، آبرو و کرامت کشور را به حراج گذاشته است. حکومت لبنان باید با عبرت گرفتن از تحولات غزه و سوریه، از این مسیر ذلتبار بازگردد. مقاومت هرگز تن به تسلیم نخواهد داد و با تمام توان از حاکمیت، کرامت و تمامیت ارضی کشور دفاع میکند.
پذیرش قیومیت آمریکا و اشغالگری اسرائیل، هرگز!
از پذیرش شکستهای پیاپی سر باز بزنید؛ آیا این میزان از ناکامی کافی نیست؟ این تحولات، کشور و آینده لبنان را به نابودی کشانده است. راهکارهای وعدهدادهشده و سوگندنامه مسئولان کجا است؟ شما در مواجهه با چالشهای اقتصادی، اجتماعی، ایجاد اشتغال و تحقق وعدههای بیانیه وزارتی بهطور کامل شکست خوردهاید. دولت لبنان بهجای جبران این ناکارامدیها، توافقنامهای چارچوبی را امضا کرده که حاکمیت ملی را سلب، کشور را تحت قیمومیت آمریکا قرار داده و تمامی امتیازات را به نفع اسرائیل مصادره کرده است. ما هرگز نقض حاکمیت لبنان، تداوم حضور اشغالگران و قیومیت آمریکا را نخواهیم پذیرفت و اجازه نمیدهیم هویت ملی و آینده فرزندانمان تحت سلطه بیگانه قرار گیرد.
مقاومت در برابر فشارها و تجاوزگری رژیم صهیونیستی کوتاه نمیآید
ما با اتکا به مقاومت و مردم صبور خود، راه امام موسی صدر و شهید سید حسن نصرالله را ادامه میدهیم و اسرائیل را شر مطلق میدانیم. برخلاف ادعاها، بازگشت ۳۰۰ هزار آواره به جنوب، دستاورد «توافقنامه اسلامآباد» است؛ زیرا «توافق چارچوب» جز اشغالگری و ذلت حاصلی نداشته است. اقدامات مقاومت کاملاً دفاعی است و با وجود عدم موازنه قدرت، هرگز تسلیم نخواهیم شد؛ چرا که دردِ تسلیم به مراتب بزرگتر است. امروز اولویت اصلی، بازسازی جنوب و تأمین امنیت آوارگان است و دولت باید مسئولیتهای خود را در این راستا ایفا کند.




