به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، طی هفتههای اخیر کلیدواژه «بمب هستهای» به یکی از پربسامدترین و جنجالیترین مفاهیم در فضای رسانهای و افکار عمومی ایران تبدیل شده است. در حالی که گروهی از فعالان سیاسی و نمایندگان با اصرار فراوان از ضرورت دگرگونی در دکترین دفاعی و حتی تولید جنگافزار هستهای سخن میگویند، در سوی دیگر شایعات نگرانکنندهای پیرامون امکان حمله اتمی ایالات متحده به خاک کشور دست به دست میشود. پرسش بنیادین این است که پشت پرده این موجهای خبری چیست و چرا چنین فضایی به جای روشنگری، به تولید اضطراب در جامعه دامن میزند؟
در دنیای واقعیت، نه تصمیمی رسمی برای تولید سلاح هستهای در تهران نهایی شده و نه سندی معتبر از برنامه واشنگتن برای بمباران اتمی ایران وجود دارد. با این حال، جولان این گزارهها باعث ایجاد تلاطمهای شدید در عرصه دیپلماسی شده است. بخشی از چهرههای سیاسی با خطمشی معلوم تلاش میکنند خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را یک ضرورت اجتنابناپذیر جلوه دهند.
طرح چنین دیدگاههایی از تریبونهای عمومی و پارلمان در شرایطی رخ میدهد که مسعود پزشکیان در کسوت رئیسجمهور، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل بر مواضع راهبردی و اصولی ایران پافشاری کرد؛ مواضعی که متکی بر حرمت دینی سلاح کشتار جمعی و آمادگی تهران برای تعامل در چارچوبهای نظارتی بینالمللی است.
با این وجود، بازتاب صداهای رادیکال بهمراتب بیشتر از رویکردهای دیپلماتیک به گوش میرسد؛ قطبی که از یک طرف خواهان دستیابی به کلاهک اتمی است و در سوی دیگر، با پیشبینی هولناک حمله هستهای به کشور، هراسآفرینی میکند.
شکاف آشکار میان مواضع رسمی نظام و هیجانهای جناحی، بیش از هر چیز افکار عمومی را دچار فرسایش روانی کرده است. در شرایطی که مردم بار دشواریهای اقتصادی را به دوش میکشند، جامعه به روایتی شفاف و آرامشبخش از سوی سیاستگذاران ارشد نیاز دارد؛ نه گرفتار ماندن میان دو سراب وحشتناک ساخت بمب یا بمباران هستهای.
تولید سلاح اتمی؛ خواستهای جریانی یا مطالبه سراسری؟
اخیراً جبهه پایداری در بیانیهای رسمی خواستار تجدیدنظر در دکترین دفاعی و کنار گذاشتن پیمان انپیتی شد. همزمان چهرههایی نظیر محمود نبویان و برخی دیگر از بهارستاننشینان نیز با استناد به واکنش حاضران در برخی محافل و تجمعات، مدعی شدند که افکار عمومی خواهان دستیابی به بمب هستهای است. نبویان حتی ادعا کرد که پیشنهاد او در جمعی در قم با استقبال و سر دادن تکبیر مواجه شده است؛ امری که نشان میدهد این خواسته از یک ایده پراکنده به کمپینی سیاسی در بخشی از ساختار بدل شده است.
با این حال، باید سه مفهوم حقوقی و سیاسی را کاملاً از یکدیگر تفکیک کرد: «خروج از NPT»، «بازنگری در دکترین نظامی» و «اراده برای ساخت تسلیحات اتمی».
این سه مفهوم با وجود ارتباط احتمالی، از نظر فنی و استراتژیک پیامدهای کاملاً متمایزی دارند. صرف ترک یک معاهده بینالمللی یا بهروزرسانی راهبردهای بازدارندگی، لزوماً به مفهوم حرکت قطعی به سمت تسلیحات کشتار جمعی نیست؛ اما ترکیب این واژگان در ادبیات سیاسی این جریان، از تمایل آنها برای دگرگون ساختن بنیادین سیاست هستهای کشور حکایت دارد.
موافقان ترک انپیتی چه دیدگاهی دارند؟
حامیان این رویکرد معتقدند عضویت ایران در انپیتی نتوانسته امنیت پایدار یا صیانت از تأسیسات کشور را تضمین کند. از دید آنها، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نه تنها حقوق حقه ایران را تأمین نکرده، بلکه بستری برای تشدید فشارهای سیاسی و اطلاعاتی غرب فراهم ساخته است. از این رو، آنان پیشنهاد میکنند که نهادهای عالی امنیت ملی روند حقوقی خروج را به جریان بیندازند.
با این همه، طبق مفاد حقوقی ماده ۱۰ معاهده انپیتی، هر عضوی میتواند با اعلام قبلی سه ماهه به شورای امنیت و سایر اعضا به دلیل به خطر افتادن منافع حیاتی خود از آن خارج شود. با وجود این، خروج به خودی خود ایران را به دارنده بمب بدل نمیکند و پرسشهای بزرگتری درباره گامهای پس از آن پیش روی کشور میگذارد.
مبنای استدلال چهرههایی چون ابوالفضل ابوترابی یا منان رئیسی بر ایجاد «بازدارندگی حداکثری» استوار است. آنها بر این باورند که تملک سلاح اتمی مانع تهاجم دشمن میشود. در نقطه مقابل، تحلیلگران امنیتی یادآور میشوند که داشتن بمب اتم تضمینکننده امنیت مطلق نیست و نمیتواند مانع فشارهای همهجانبه، تحریمهای فلجکننده یا درگیریهای ترکیبی شود؛ همانطور که وجود زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی نتوانست مانع عملیاتهای دقیق موشکی ایران شود.
موضع رسمی دولت و خطوط قرمز فقهی
در تقابل با این تحرکات، دستگاه اجرایی موضعی کاملاً شفاف اتخاذ کرده است. مسعود پزشکیان در سخنرانیها و مصاحبههای بینالمللی خود بارها یادآور شده که برنامه هستهای کشور صرفاً با اهداف عمرانی، علمی و صلحآمیز دنبال میشود. وی بر مبنای فتوای شرعی تأکید کرد که دستیابی به سلاح هستهای فاقد مشروعیت فقهی و اخلاقی است؛ سخنانی که بهروشنی پاسخی به جریانهای تندروی داخلی به شمار میرود.
آیا تغییر در سیاستهای هستهای امکانپذیر است؟
اگرچه چارچوب رسمی جمهوری اسلامی عدم تولید بمب و تعامل مشروط با نهادهای نظارتی است، اما سخنان اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نشان میدهد که این استراتژی یک جاده یکطرفه نیست. ایران متناسب با رفتار طرف مقابل دست به انتخاب میزند. اگر همکاری با آژانس به ابزاری برای صدور قطعنامههای تنبیهی یا پوششی برای اقدامات خرابکارانه تبدیل شود، تهران در محاسبات هزینه-فایده خود بازنگری خواهد کرد.
از سوی دیگر، تأکیدات اخیر حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در دیدار با فرماندهان نیروهای مسلح، بار دیگر بر توانمندیهای بومی دفاعی صحه گذاشت. قدرت بالای موشکی، پهپادی و پدافندی کشور، بازدارندگی متکثری ایجاد کرده که وابستگی به سلاح هستهای را ناموجه میسازد. بنابراین، هر تصمیمی در آینده بر پایه پاسخ متقابل، حفظ حاکمیت ملی و توازن بازدارندگی خواهد بود.
شایعه حمله اتمی آمریکا؛ واقعیت میدانی یا هیاهوی رسانهای؟
همزمان با بحثهای داخلی، گمانهزنیها پیرامون احتمال حمله اتمی ایالات متحده نیز دامن زده شده است. طرح مسائلی مانند ساخت پویانماییهای آموزشی مقابله با پرتوهای رادیواکتیو توسط برخی نمایندگان مانند احمد بخشایش اردستانی، این پرسش را ایجاد کرده که آیا خطر واقعی است یا در دام یک نبرد روانی افتادهایم؟
برخی ادعا میکنند دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، فردی غیرقابل پیشبینی است و در صورت فرسایشی شدن تنشها ممکن است دست به چنین ریسکی بزند. اما شواهد راهبردی نشان میدهد که این موضوع بیش از آنکه یک طرح نظامی عملیاتی روی میز کاخ سفید باشد، شایعهای پرطرفدار در فضای مجازی برای ترسیم تصویری دهشتناک و وادار ساختن ایران به عقبنشینی سیاسی است.


